این یکی از بزرگترین خطاهای زندگی است: ما فکر می کنیم موانع و مشکلات چیزهای بدی هستند که باید مانند یک کیسه زباله متعفن هر چه زودتر از زندگی خارج شوند. وقتی درباره موانع خود اینگونه می اندیشیم هر یک از آنها تبدیل به دشمنانی می شوند که باید با آنها بجنگیم و زندگی ما تبدیل به نبردی بی پایان با تقدیر و سرنوشت می شود.
وقتی شما به موانع زندگی به چشم نقمت و بلا می نگرید در واقع خود را از درسهای نهفته در بطن آنها محروم می کنید!
به خاطر داشته باشید: زمین یک کلاس درس بزرگ به حساب می آید و موانع بخشی از زندگی هستند. نباید انتظار داشته باشید که همه چیز خوب و عالی و بدون مشکل پیش برود. آفرینش یک زندگی موفق به این معنا نیست که یک روز صبح از خواب بیدار شده بگویید: بالأخره دیگر هیچ مشکل،مانع و بدبیاری ندارم!
وجود موانع در زندگی مهم نیست بلکه چگونگی مواجهه و رویارویی شما با آنهاست که اهمیت دارد!
ما در سختیها رشد می کنیم نه در خوشیها:
اگر ما مشکلی نداشتیم هرگز نمی توانستیم استقامت را بیاموزیم!
اگر ما جنگ نداشتیم هرگز نمی توانستیم صلح را بیاموزیم!
اگر همه امور زندگی سروقت و به سرعت انجام می شدند هرگز صبر را نمی آموختیم!
اگر مجبور به مقاومت نمی شدیم هرگز مداومت را نمی آموختیم!
اگر یأس و نا امیدی نداشتیم،ایمان را هرگز نمی آموختیم!
اگر درد و رنج نداشتیم، شفقت و مهربانی را چگونه می آموختیم؟
برای دریافتن آنچه ما را از تکامل بازمی دارد نیازمند موانع در زندگی هستیم!
وقتی از آنچه اتفاق می افتد متنفرید بدانید که در زندگی شما چیزی فوق العاده،مهم و دگرگون کننده در حال وقوع است!
چرا هنگام مواجهه با مشکلات و موانع از آنچه برایمان اتفاق می افتد متنفریم؟
چون این اوضاع ما را می ترساند و احساس می کنیم که مورد خیانت واقع شده ایم، مشوش هستیم، اختیار خود را در دست نداریم،در ناامنی قرار داریم و مأیوسیم! تعجبی ندارد که احساس تنفر کنیم زیرا مشکلات با شدت تمام احساسات نامطلوب روح ما را از نهانگاه خود بیرون می کشند.
آیا ما از خود این موانع متنفریم؟ نه! ولی از آنجا که این موانع پرده از روی درونیات ناخوشایندی که از مدتها قبل در وجود ما زیسته اند برمی دارند در ما ایجاد ترس و نفرت می کنند.موانع به شما می نمایانند که کجای کارتان اشکال دارد و در کجای زندگی تجربه و تبحر لازم را کسب نکرده اید.
موانع تمام کلیدهای وجودتان را روشن می کنند و تلنگر محکمی به شما می زنند!
موانع برای اینکه توجه شما را به خود جلب کنند از راهکارهای ترسناکی استفاده می کنند. مثلآوقتی خواب هستید شما را به زور بیدار می کنند تا با آنچه از آن می گریختید رویارو شوید و آنچه که از آن طفره می رفتید را ببینید!
وقتی به عقب نگاه می کنید درمی یابید که روزهای پربار و پر معنای زندگی تان روزهایی نبودند که هیچ اتفاقی در آنها نیفتاد بلکه آن روزهایی بودند که با خود می گفتید: باورم نمی شود این اتفاق برای من افتاده باشد!
هر واقعه ای در زندگی می تواند ما را بیدار کند یا به خواب فرو ببرد. انتخاب به خواب رفتن یا از خواب بیدار شدن با خود ماست!
یکی از روشهایی که موانع از طریق آن به ما می آموزند، درد است! این درد می تواند درد از دست دادن، درد حسادت، درد رانده شدن، درد ناامیدی و درد توهم زدایی باشد. با وجود اینکه دردها انواع مختلفی دارند ولی تأثیر تمام آنها بر شما یکی است: وقتی خواب هستید درد شما را بیدار می کند! درد شما را به هوشیاری سریع وادار می کند! درد شما را به سوی نگاهی عمیق به سمت حقیقت می راند!
اگر ما از چالشها فرار کنیم خود را از رشد محروم ساخته ایم. شاید با خود فکر کنیم که از درد گریخته ایم اما حقیقت این است که بیداری را پس رانده ایم. درد از یک شخص، یک مکان یا یک واقعه ناشی نمی شود. درد در ذهن ما خلق می شود!
تا وقتی که از یک مشکل می گریزیم درد هم در ذهن ما باقی می ماند. تنها از طریق مواجهه با آن مشکل است که می توانیم فرصتی برای آزادی خود به دست آوریم.
تفاوت اساسی بین یک فرد عادی و یک جنگجو این است که جنگجو به همه امور به چشم چالش می نگرد در حالی که یک فرد عادی امور زندگی را یا نعمت می بیند یا نقمت!
وقتی می آموزیم که به دنبال هدف نهفته در موانع و مشکلات بگردیم، می توانیم رشد کنیم و هدایای نهان در این موانع را به چنگ آوریم. موانع تا زمانی که درس مخصوص خود را نداده باشند از زندگی شما محو نمی شوند!
این پایین نظرتو بنویس
از مطالبی ک گذاشتی ممنون خیییییییییییییییییییییییلی خییییییییییییییییییلی خوب بودن