شوهر ( از سر بیکاری و چابلوسی ) : سلام عزیزم چقدر هیکلت خوب شده
خانومی از شوهرش پرسید ، جدی هیکلم خوب شده 
شوهر : آره عزیزم شما از همون اول که دیدمت هیکلت قشنگ بود
زن : یعنی تو به خاطر هیکلم با من ازدواج کردی ؟ خیلی هیزی
شوهر ، نه عزیزم البته به خاطر هیکلت نبود ، اصلا هیکلت اهمیتی نداشت خودت خوب بودی
زن : یعنی چی این همه خرج هیکلم کردم حالا میگی اهمیتی نداشت ؟ 
شوهر : نه عزیزم ، کلا هیکلت اهمیت هم داره
زن : یعنی خودم اهمیت ندارم برات ؟
شوهر : نه بابا من کلا به خودت و هر جور هیکلی اهمیت میدم
زن : یعنی چی هر هیکلی ؟ یعنی به زن دیگه ای هم علاقه داری ؟
شوهر : نه بابا منظورم این نبود
منظورم اینه که هر جور هیکلی داشته باشی دوست دارم
زن : یعنی اگه هیکل نداشته باشم دوست نداری ؟
شوهر ، ببین جان مادرت بیخیال شو غلط کردم ، پاشو شام بیار بخوریم 



